روزهایم با کتاب

کتاب ها را باید چشید،بعضی را باید بلعید و معدودی دیگر را باید خوب جوید و هضم کرد.

روزهایم با کتاب

کتاب ها را باید چشید،بعضی را باید بلعید و معدودی دیگر را باید خوب جوید و هضم کرد.

بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

شماره ۱۸

يكشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۶ ب.ظ

خستهِ راهم...اولین برف امسال رو دیدم و چشمام روشنه
نشد دلِ سیر مامان اینارو بغل کنم و ناراحتم.
میخوام خودمو برای خراب شدن امتحان فردا ببخشم و دوش بگیرم و بخوابم..بخوابم و فردا دوباره سعی کنم زندگی کنم.
کاش تو ادامه زندگیم خودم هفته ای یه بار به مادری زنگ بزنم. با مامان دعوا نکنم و انقدر یه کتابو دستم نگیرم که حالم ازش بهم بخوره.زود بخونم پرتش کنم اونور ![کتاب درسی است]

  • مغز بادوم

نظرات (۳)

  • هیوا جعفری
  • درسته. ی سری آدما تو خوابگاه و کلاسای هشت صبح و حراست و ی سری چیزای دیگه واقعا اذیت کننده بودن ولی ارزش اون عشق و حالی که با اکیپ دوستات داشتی رو داشت. بیرون زدنای عصر و غذا پختنای گروهی و فیلم دیدنای تا صبح و مسخره بازیای دم خواب عالی بودن. وقتی از دست دانشگاه مزخرف و سلفش خلاص بشی دلت واسش تنگ می شه :)
  • هیوا جعفری
  • عاره دیگه. یکسالی میشه برگشتم خونه متاسفانه :(
    پاسخ:
    به چیزای خوبش فکر کن؛خوشبختانه از دست هر چی امتحانه راحت شدی! :)
  • هیوا جعفری
  • خوشبحالت من هنوز برف ندیدم. 
    حال و هوات دقیقن مثل یکی دوسال قبل منه، خعلی عجیبه :/
    پاسخ:
    یکی دو سال قبل دانشجو بودی؟ ;)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی