روزهایم با کتاب

کتاب ها را باید چشید،بعضی را باید بلعید و معدودی دیگر را باید خوب جوید و هضم کرد.

روزهایم با کتاب

کتاب ها را باید چشید،بعضی را باید بلعید و معدودی دیگر را باید خوب جوید و هضم کرد.

به صحرا شدم. عشق باریده بود و زمین تر شده بود. چنان که پای به برف فرو شود به عشق فرو شدم.

#تذکره الاولیا

#عطار نیشابوری

#ذکر بایزید بسطامی


بساطمو پهن کردم کنار شوفاژ..فریدون فروغی تو گوشم هی میگه " دیگه فریاد رسی نیست، آسمون ابری شده.."..کتابا منتظرن..خواب فراریه..منم با تنبل درونم میجنگم..گاهی هم یاد تو میکنم..کجایی الان؟..به من فکر میکنی؟..من اعتراف میکنم که فقط شبا یادت میوفتم اونم گاهی..تو هم راحت باش:)..به موقع بیا عزیزم ;;)

  • مغز بادوم

نظرات  (۱)

  • هیوا جعفری
  • عاشق عطارم😍
    چه شرایط خوبی. یه جای گرم و نرم و یه آهنگ خوب و کتاب
    حتمن تو زمان درستش میاد
    پاسخ:
    البته کتاب اگه غیردرسی باشه خیلی همه چیز ایده آل تره:)
    فکر کن جرئت کنه دیر بیاد ;;)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی